زلیلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زلیلی . [ زِل ْ لی لا ] (ع مص ) از مصدر زل، لغزیدن پای در گل یا در سخن و خطا کردن . (منتهی الارب ). زل و زلا و زلیلاء و زلیلی . رجوع به زل شود. (ناظم الاطباء). در زلل گذشت . (آنندراج ). رجوع به زل، زلل و ماده ٔ قبل شود.
زلیلی . [ زِل ْ لی لا ] (ع اِ) زلل . (منتهی الارب ). رجوع به زلل در همین لغت نامه شود.