زلیق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زلیق . [ زَ ] (ع ص، اِ)بچه ٔ ناتمام افکنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سقطشده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زلیق . [ زُل ْ ل َ ] (ع اِ) شفترنگ و آن نوعی از شفتالو است، تابان بی پشم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). به فارسی شلیل گویند. (ناظم الاطباء). شفترنگ . شبته رنگ . شلیل . شلیر. تالانه . فرسک . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).