زلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زلة. [ زُل ْ ل َ ] (ع اِ) تاسه . تنگی نفس و دمه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زلة. [ زَل ْ ل َ ] (ع اِ) لغزش پای در گل و لغزش در سخن . اسم است زلیل را. (منتهی الارب ). لغزش پای در گل . سقط و خطا و لغزش در سخن . ج، زلات . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ گناه و خطای بی اراده . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). گناه . (دهار). خطا و خطیئة. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ وقوع مکلف است در امر نامشروع ضمن انجام امر مشروع و گفته اند زلت فعلی است ازصغایر که بدون اراده از آدمی صادر می شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج ١ ص ٦١٨). رجوع به همین کتاب شود. ◄ زن مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عروس . (اقرب الموارد). ◄ مهمانی عروسی . ◄ آنچه از مائده ٔ دوست یا خویشاوند بردارند، لغت عراقیان یا عامیان است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به زَلَّه و زلِّه شود.
زلة. [ زَل ْ ل َ / زُل ْ ل َ ] (ع اِ) نیکویی و هنر و کار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).