زعج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زعج . [ زَ ] (ع مص ) بی آرام کردن و از جای برکندن آن را. ◄ راندن و بانگ برزدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ برآوردن چیزی را از دست کسی : زعجه من یده ؛ برآورد چیزی را از دست او. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
زعج . [ زَ ع َ ] (ع اِمص ) بی آرامی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). قلق . (اقرب الموارد). بی آرامی . اضطراب . آشفتگی . (ناظم الاطباء).
زعج . [ ] (ع مص ) قرار دادن . فشردن چیزی در جایی دیگر. ◄ فروکردن میخی . ◄ با شتاب رفتن یا با شتاب فرار کردن . (از دزی ج ١ ص ٥٩١). رجوع به دزی شود.