زط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زط. [ زَطط ] (ع مص ) بانگ کردن مگس . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
زط. [ زُطط ] (اِخ ) گروهی از هند، هرب جت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). مأخوذ از هندی، گروهی در هندوستان که جت گویند. (ناظم الاطباء) از جَت فارسی، به عقیده ٔ حمزه ٔ [ اصفهانی ] از اعقاب کولیها و چنگیانه می باشند، که بهرام گور دوازده هزار تن از این نوازندگان را از هند به ایران آورده بود. و هنوز در دمشق این نام را برای خود حفظ کرده اند. (از دزی ج ١ ص ٥٩١). طبقه ای از طبقات مردم هند و آنان حفاظ طرق باشندو از جنس سند هستند. (از مفاتیح العلوم خوارزمی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). حفاظ راهها در هند و آنان جنسی از سند باشند که موسوم به جتان اند. (یادداشت ایضاً). لوری . لوکی . غربتی . غربال بند. کولی . قرشمال . غره چی . چینگانه . حمزه ٔ اصفهانی «زط» را ظاهراً بجای لولی و لوری بکار می برد. (از یادداشت های بخط مرحوم دهخدا). رجوع به ضحی الاسلام، البیان و التبیین ج ١ ص ٤٧، عقد الفرید ج ٨ ص ١٤٦ و ابن اثیر ج ٦ صص ١٨١ - ١٨٢ شود.