زز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زز. [ زَزز ] (ع مص ) سیلی زدن . (منتهی الارب ): ززه ززا از باب نصر؛ سیلی زد او را و بر پشت گردن وی زد. (ناظم الاطباء). رجوع به دزی ج ١ ص ٥٩٠ و ٥٩١ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زز. [ زَزز ] (ع مص ) سیلی زدن . (منتهی الارب ): ززه ززا از باب نصر؛ سیلی زد او را و بر پشت گردن وی زد. (ناظم الاطباء). رجوع به دزی ج ١ ص ٥٩٠ و ٥٩١ شود.