زر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ) (اِ.) فلزی زردرنگ و گران قیمت که برای ساختن زیورآلات و سکه مورد استفاده قرار میگیرد.<br>مترادفها و واژههای مرتبطذهب، طلا، عسجدپول، دینارتمول، ثروتواژه قبلی: زدگیواژه بعدی: زر ورق