زریوند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زریوند. [ زَ ری وَ ] (اِخ ) نام مبارزی است مازندرانی . (برهان ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ رشیدی ) (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ). مبارزی بوده از مبارزان . (جهانگیری ) : زریوند مازندرانی منم که بازی بود جنگ اهریمنم . نظامی (از جهانگیری ). سوی میمنه در صف رومیان زریوند گیلی کمر بر میان . امیرخسرو (ایضاً).