زرین قواره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زرین قواره . [ زَرْ ری ق ُ /ق َ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) پاره ٔ زرین . رجوع به قواره شود. ◄ کنایه از قرص خورشید : چرخ جادوپیشه چون زرین قواره کرد گم دامن کحلیش را چینی مقور ساختند. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ١١٢).