زریقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زریقی . [ زُ رَ ] (اِخ ) شاعری بوده است . (منتهی الارب ). نام شاعری . (ناظم الاطباء). و منتسب الیه (زریق ) شاعر امی معروف بوده . (از الانساب سمعانی ).
زریقی . [ زُ رَ ] (ص نسبی ) منسوب است به زریق که انتساب اجدادی است . (از الانساب سمعانی ). رجوع به زریق و ماده ٔ بعد شود.