زریتونتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زریتونتن . [ زَ ن ِ ت َ ] (هزوارش، مص ) به لغت زند و پازند بمعنی کاشتن باشد و زریتونِمی، بمعنی میکارم و زریتونید، یعنی بکارید و زراعت کنید. (برهان ) (آنندراج ). به لغت زند، کاشتن و زراعت کردن . (ناظم الاطباء). هزوارش «زریتونیتن »، پهلوی «کیشتن » . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).