فرهنگ لغت

زدع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زدع . [ زَ ] (ع مص ) گاییدن و فعل آن از باب فتح آید. (از منتهی الارب ). زَدَع َ؛ یعنی نزدیکی کرد زن را. (ترجمه ٔ قاموس ). جوهری و مؤلف لسان العرب این ماده را نیاورده اند.

معنی زدع | فرهنگ لغت