زجوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زجوم . [ زَ ] (ع ص ) کمان سست آواز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کمانیست که سست است نالیدن آن . (از ترجمه ٔ قاموس ). کمانی که آواز بلند از آن بر نخیزد، یا کمان سست آواز. ابوحنیفه گوید: کمان حنون، یعنی دارای ناله ٔ نرم (آهسته ) است . و این هر دو معنی نزدیک بیکدیگرند. ابوالنجم گوید: فظل یمطو عطفاً زجوما. و شاعری دیگر گوید: بات یعاطی فرجاً زجوما. (از لسان العرب ) (از تاج العروس ). ◄ شتر ماده ٔ بدخلق که بر بچه ٔ غیر مهربان نشود، بوی کند و وحشت گیرد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از لسان العرب ) (از تاج العروس ).این شعر از شاعران عرب نقل شده : کما ارتاب فی انف الزجوم شمیمها. ناقه ٔ زجوم گاه به اجبار بچه دیگری را شیر میدهد و با او مهربانی میکند، چنانکه کمیت گوید: و لم احلل لصاعقه و برق کما درت لحالبها الزجوم (از لسان العرب ). ◄ ناقه ای که بانگ نمیکند. (از متن اللغة) (از لسان العرب ). ◄ باد ناله کننده در وزیدنست . (ترجمه ٔ قاموس ).