زجور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زجور. [ زَ ] (ع ص ) شترماده ای که بچشم بشناسد و ببوی کردن ناشناس گردد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ ناقه ای که شیر ندهد تا آنکه زجر کرده شود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ ناقه ای که بچه ٔ دیگر را بوی کند و شیر ندهد. (منتهی الارب ). ناقه ٔ علوق را گویند و علوق ناقه ای است که با بچه ٔ دیگر مهربانی کند و بو کند اما شیر ندهد و از شیر دادنش امتناع ورزد. (از اقرب الموارد ذیل زجور و علوق ). ◄ (اِ) (بمجاز) جنگ . (از اقرب الموارد).