زت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زت . [ زَ ] (ص ) برهنه و عریان . (ناظم الاطباء).
زت . [ زَت ت ] (ع مص ) آراستن، و فعل آن از باب نصر آید. (شرح قاموس ) (ناظم الاطباء) (ازمنتهی الارب ). آراستن . (آنندراج ). تزیین . (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از قاموس ) (از المعجم الوسیط). زت و تزئیت، آراستن است، و فعل ثلاثی مجرد از آن بکار نرفته است . (از تاج العروس ).