زبینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبینی . [ زَ نی ی ] (اِخ ) اُبَی ّبن امیةبن حرثان، برادر کلاب بن امیه ٔ زبینی است . (از انساب سمعانی ). رجوع به زبینة (... بن جندع ) و زبینی (... کلاب بن امیه ) شود.
زبینی . [ زَ ] (اِخ ) اوس بن مالک بن زبینةبن مالک . ازاشراف بود و همو وام ابن عرس را بپرداخت . (ازانساب سمعانی ). رجوع به زبینة (...بن مالک ) و زبینی شود.
زبینی . [ زَ نی ی ] (ع ص نسبی ) نسبت است به زبینةبن مالک یا زبینةبن جندع که نخستین جد کلاب بن امیه و برادرش اُبَی ّبن امیه و دومین جد اوس بن مالک است . رجوع به انساب سمعانی، و زبینة شود.