زبیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبیری . [ زُ ب َ ] (اِخ ) احمدبن عبداﷲبن زبیر بکار. ازراویانست . رجوع به تنقیح المقال مامقانی (قسمت القاب )، و رجال نجاشی، نقد الرجال، و ریحانة الادب شود.
زبیری . [ زُ ب َ ] (اِخ ) زبیربن عمربن درهم . رجوع به زبیر (.... بن عمر) شود.
زبیری . [ زُ ب َ ] (اِخ ) ابوبکربن حسن . از نحویان است . وی تألیفی بنام «الابنیة فی النحو» پرداخت و در ٢٧٩ هَ . ق . وفات یافت . (از قاموس الاعلام ترکی ).