زبون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ) (ص.)<BR>۱- ضعیف، درمانده.<BR>۲- خوار، حقیر.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبیچاره، درمانده، عاجز، ناتوانحقیر، خفیف، خوار، ذلیلپست، جلب، سقط، فرومایه، ناکسواژه قبلی: زبورواژه بعدی: زبون گیری