زبده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زُ دِ) [ ع. زبدة ] (اِ.)<BR>۱- برگزیده از هر چیز.<BR>۲- خلاصه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زُ دِ) [ ع. زبده ] (اِ.) ۱- برگزیده از هر چیز. ۲- خلاصه.
مترادف و متضاد واژهدان
برگزیده، صفی، گزیده، منتخب سرآمد، ممتاز خلاصه، مجمل، مختصر جوهر، خالص
واژگان فارسی سره واژهدان
پسندیده، برگزیده، برجسته