زبدالبحر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبدالبحر. [ زَ ب َ دُل ْ ب َ ] (ع اِ مرکب ) بگفته ٔ بعضی : ماده ای است معدنی که برای ساختن دخان و فضیات بکار میرود. عرب از این ماده استفاده میکرده و خواص بسیاری برای آن قائل بوده است . (از دائرة المعارف بستانی ).
زبدالبحر. [ زَ ب َ دُل ْ ب َ ] (ع اِ مرکب ) یک قسم مرجان . (از دزی ج ١ ص ٥٧٨).
زبدالبحر. [ زَ ب َ دُل ْ ب َ ] (ع اِ مرکب )بعضی از محصولات دریایی . (از دزی ج ١ ص ٥٧٨). در اصطلاح دریاداران و ساحل نشینان توده هایی است که امواج آنهارا به ساحل می افکنند. این توده ها بیشتر از گیاهان دریایی و حیوانات گیاهی آبی یا بقایای گیاهان و حیوانات دریا متشکل میگردد. (از دائرة المعارف بستانی ).