زبانیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبانیان . [ زُ ن َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ زبانی در حالت رفع. رجوع به زبانی و زبانیا (...العقرب ) و زبانیات شود.
زبانیان . [ زَ ] (اِ) ج ِ زَبانی . (ناظم الاطباء). فارسیان زبانی را بطور فارسی به الف و نون جمع کرده زبانیان گویند چنانچه حور را که جمع حوراء است بمعنی مفرد استعمال کنند و به الف و نون جمع کرده حوران گویند. (آنندراج ). مردمان سرکش . (غیاث اللغات ). ◄ دربانان دوزخ . (غیاث اللغات ). رجوع به آنندراج و انجمن آرا و «زَبانی » شود.