زبانی روی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبانی روی . [ زَ ] (ص مرکب ) کنایه از زشت . بدهیئت . نظیر دیوصورت : خداوندم زبانی روی کرده ست سیاه و لفجی و تاریک و رنجور. منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبانی روی . [ زَ ] (ص مرکب ) کنایه از زشت . بدهیئت . نظیر دیوصورت : خداوندم زبانی روی کرده ست سیاه و لفجی و تاریک و رنجور. منوچهری .