زبان ران
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص فا.)<BR>۱- پرگوی.<BR>۲- فضول.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص فا.) ۱- پرگوی. ۲- فضول.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبان ران . [ زَ ] (نف مرکب ) صاحب قیل و قال و پرگوی . (برهان قاطع). آنکه سخن بی محابا گوید و بسیار گوید. (آنندراج ). پرگوی و کسی که سخنش دراز و طولانی باشد. (ناظم الاطباء). ◄ بلیغ و زبان آور. (ناظم الاطباء). ◄ مجازاً، قصه خوان . (برهان قاطع).اطلاق آن بر قصه خوان مجاز است . (ارمغان آصفی ) (آنندراج ). قصه خوان و افسانه گوی و نقال . (ناظم الاطباء). ◄ مرد فضول . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).