زایدر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زایدر. [ زی دَ ] (حرف اضافه +اسم ) مخفف از ایدر. از اینجا. ز اینجا : از درخت اندر گواهی خواهد او تو بناگه از درخت اندر بگو کان تبنگو کاندر آن دینار بود آن ستد زایدر که ناهشیار بود. رودکی . بدو گفت امروز زایدر مرو که خوالیگری یافتستیم نو. فردوسی . پذیرفتم از دادگر یک خدای که گر من رسم زنده زایدر بجای . فردوسی .