زاویة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاویة. [ ی َ ](اِخ ) موضعی است در بصره . (اقرب الموارد). موضعی است در بصره که در آن جا میان حاجیان و عبدالرحمن بن اشعث جنگ واقع شد. (منتهی الارب ) (تاج العروس ). موضعی است نزدیک بصره و جنگ معروف عبدالرحمن بن محمدبن اشعث با حجاج بسال ٨٣ هَ . ق . در آنجا واقع گردیده است . (از معجم البلدان ). طبری آرد: علی (ع ) چون بزاویه ٔ بصره رسید (پیش از شروع جنگ جمل ) چند روزی اقامت کرد... سپس از زاویه خارج گردید و در محل قصر عبیداﷲبن زیاد بسال ٣٦ هَ . ق . با طلحه و زبیر و عایشه و لشکریان ایشان روبرو گردید. (تاریخ طبری چ نلدکه ج ٦ ص ٣١٧٤). خوندمیر آرد: آن حضرت بعد از طی منازل بنواحی بصره رسیده زاویه را مضرب خیام عساکر... گردانید. (حبیب السیر ج ١ ص ٥٢٩). و رجوع به زاویه (وقعه الَ ...) و زاویه (یوم الَ ...) شود.
زاویة. [ ی َ ] (ع ص ) مؤنث از زوی، یزوی، زیاً؛ گردآورنده . و زاویه بمعنی رکن خانه نیز از این معنی مأخوذ است، زیرا گوئی یک قسمت از خانه را فراهم آورده است . (تاج العروس ). گردآورنده . (شمس اللغات ).
زاویة. [ ی َ ] (اِخ ) قریه ای است به موصل . (تاج العروس ).