زاوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاوش . [ وُ ] (اِخ ) نام کوکب مشتری است . (برهان قاطع). نام ستاره ٔ مشتری است که لفظ دیگرش برجیس است . (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). آقای پورداود آرد: کلمه ٔ زاوش یا زواش که در همه ٔ فرهنگها ضبط است و شعرای قدیم بمعنی مشتری استعمال کرده اند بنظر میرسد که مانند کلمات درهم و دینار و الماس و دیهیم و غیره اصلاً یونانی و از زوس Zeus (خدای بزرگ ) مشتق باشد. (یشتها ج ١ ص ٢٣ از حاشیه ٔ دکتر معین بر برهان قاطع) : فلک سادس است زاوش را که دهنده است دانش و هش را. سنائی .
زاوش . [ وُ ] (اِ) بلغت بربری، گنجشک است . (از دزی ص ٥٧٧).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه