زاهدان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاهدان .[ هَِ ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل . واقع در ٦٠هزارگزی شمال بنجار و ١٠هزارگزی راه مالروجلال آباد به زابل در جلگه ای گرم و معتدل دارای ٣٨٥ تن سکنه ٔ فارسی زبان است . آب این ده از رودخانه ٔ هیرمند تأمین میشود و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی آن زراعت و گله داری و گلیم و کرباس بافی است و راه آن مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
زاهدان . [ هَِ ](اِ) جمع فارسی لفظ زاهد عربی است . (فرهنگ نظام ).
زاهدان . [ هَِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان خورش رستم بخش شاهرود شهرستان هروآباد. واقع در ٤کیلومتری شمال هشجین و ٢٣کیلومتری راه شوسه ٔ هروآباد به میانه . منطقه ٔ آن کوهستانی، گرمسیر و مالاریائی است و سکنه ٔ آن ١٧ تن ترکی زبان اند. آب آن از رودخانه کلی و محصول آن غلات و شغل اهالی آن زراعت و گله داری است و دارای راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).