زانوزنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زانوزنان . [ زَ ] (ق مرکب ) در حال زانو زدن : یکی اسپهی هم چو صبح امید مزین به زین وقطاس سفید گرفتش به رسم غلامان عنان کشیدش بدستورزانوزنان . ملا عبداﷲ هاتفی (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی