زانوح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زانوح . (اِخ ) شهری دیگر است در یهودا که در کوهستان بود. (یوشع ١٥:٥٦). و دور نیست که همان زعنوطه باشد که بمسافت ١٠ میل جنوب غربی الخلیل واقع است . (قاموس کتاب مقدس ). بستانی آرد: این شهر کوهستانی در مسافت ١٠میلی جنوب جیرون واقع است و نام آن با نام دیگر شهرهای جنوبی جیرون در یک ردیف آمده است مانند: معون، کرمل و زیف . و چه بسا که همان زعنوط و یا صائوب باشد. در سفر ایام اول آمده است که آیقوثیل آن را بنا کرد و یا محل اقامت خویش قرار داد. (از دائرة المعارف بستانی ).
زانوح . (اِخ ) (نیزار و بیشه ) قول صحیح آن است که نام دو شهر بوده است که در یهودا واقع بود، اولی در یوشع ١٥:٣٤ و تحمیا ٣:١٣و ١١:٣٠ در دشت همواری بود و دور نیست که همان زانوع باشد که بمسافت ١٤ میل به جنوب غربی اورشلیم واقع است . (قاموس کتاب مقدس ). بستانی آرد: این شهر در زمین مسطحی واقع است و نام آن در ردیف شهرهائی آمده که فرزندان یهودا پس از غارت و ویرانی بابل بدان پناه برده اند مانند پریموث و صرعه . و چه بسا که زانوح همان زانوع باشد. اهالی این شهر در تعمیر معبد (هیکل ) اورشلیم مساعدت کرده اند. (از دائرة المعارف بستانی ).