زالج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زالج . [ ل ِ ] (ع ص ) تیری که بزمین میلغزد آنگاه میرود.یزلج علی وجه الارض ثم یمشی و فی المثل لا خیر فی سهم زلج . (اقرب الموارد). تیر لغزنده از کمان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ رستگار از شدائد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ سخت نوشنده ٔ آب و مانند آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).