فرهنگ لغت

زاغ پا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زاغ پا. (اِ مرکب ) زاغ پای . کنایه از طعنه و سرزنش باشد. (برهان قاطع) (غیاث اللغات ). و با لفظ زدن مستعمل میشود. (آنندراج ). طعنه . ملامت . سرزنش . طنز : زاغ زبانی که ز فر همای کبک روان رابزند زاغ پای . امیرخسرو (از آنندراج ). کبک خرامنده بصحن سرای کبک روان را بزده زاغ پای . امیرخسرو (از آنندراج ).

معنی زاغ پا | فرهنگ لغت