زاغ سار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص مر.) کنایه از: سخت دل و ظالم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص مر.) کنایه از: سخت دل و ظالم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاغ سار. (اِخ )در عجائب المخلوقات و جامع الحکایات آمده که از هند جهت خلیفه حیوانی بتحفه آوردند سرش بشکل آدمی و تن مانند زاغ بوده و کلمه ای چند تلفظ میکرد منها: انا الزاغ الاعجوبة، انا اللیث مع اللبوة. (نزهة القلوب مقاله ٔ اول چ لیدن ص ٦٩).
زاغ سار. (ص مرکب ) زاغ سر. (فهرست ولف ). همانند زاغ در سیاهی . کنایه است از سخت سیاه چهره : از این زاغ ساران بی آب و رنگ نه هوش و نه دانش نه نام ونه ننگ . فردوسی . ◄ کنایه از ظالم سرسخت . بی آبرو. دل سیاه . قسی القلب . و رجوع به زاغ سر شود.