زاغ دل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دِ)(ص مر.)(کن.) سیاه دل، سخت دل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دِ)(ص مر.)(کن.) سیاه دل، سخت دل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاغ دل . [ دِ ] (ص مرکب ) کنایه از سیاه دل که قساوت داشته باشد. (آنندراج ) : زاغ دلان را نفس شوم ده مغز غلیواژ و سر بوم ده . امیرخسرو دهلوی (از آنندراج ).