زارخور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زارخور. [ خُوَرْ / خُرْ ] (ص مرکب ) طفلی را گویند که اندک خورد و فربه نشود و بنالد. (آنندراج ) (فرهنگ شعوری ). رجوع به زاخوست، زاخوستی و زاخوست شدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زارخور. [ خُوَرْ / خُرْ ] (ص مرکب ) طفلی را گویند که اندک خورد و فربه نشود و بنالد. (آنندراج ) (فرهنگ شعوری ). رجوع به زاخوست، زاخوستی و زاخوست شدن شود.