ریر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریر. [ رَ ] (ع اِ) آبی که از دهن کودک روان باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). لیزابه که از دهان بچه برآید. (یادداشت مؤلف ). ◄ پیه استخوان که تنک و آب سیاه شده باشد یا مغز استخوان تباه شده و گداخته از لاغری یا عام است . (منتهی الارب ).
ریر. [ رَ ] (ع مص ) در ارزانی و فراخسالی رسیدن قوم : ریر القوم (مجهولاً)ریراً. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
ریر. [ رَ / ری ] (ع ص ) مخ ریر؛ مغز فاسد و سیاه شده و گداخته شده از لاغری . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).