ریدمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دِ) (اِمص.)<BR>۱- ریدن.<BR>۲- مدفوع.<BR>۳- (عا.) انجام کاری یا گفتن چیزی از روی ناشی گری که باعث خرابی شود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دِ) (اِمص.) ۱- ریدن. ۲- مدفوع. ۳- (عا.) انجام کاری یا گفتن چیزی از روی ناشی گری که باعث خرابی شود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریدمان . [ دِ ] (اِمص ) ریدن . تغوط. ♦ ریدمان کردن ؛ در زبان بی ادب عامیانه، شکم راندن . (یادداشت مؤلف ). ۩ کاری را خراب و نابسامان کردن .