ریختنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریختنی . [ ت َ ] (ص لیاقت ) پاشیدنی . و افشاندنی و افگندنی و هر چیز که قابل و سزاوار جریان و افشان باشد. (ناظم الاطباء). ♦ دورریختنی ؛ هر چیز بیکار و بیفایده . (ناظم الاطباء). ◄ نثار خواه گل باشد و یا زر. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از برهان ). کنایه از نثار باشد. (انجمن آرا) : وز مژه در پای شه ارجمند ریختنی های گهر می فکند. امیرخسرو دهلوی (از انجمن آرا).