ریخت و پاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریخت و پاش . [ ت ُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در تداول عامه، خرج زیاد. برج . (از یادداشت مؤلف ). مصرف کردن . اسراف ونفله کاری . گشاده دستی و سخاوت کردن . (از یادداشت مؤلف ). مصرف کردن . اسراف و نفله کاری . گشاده دستی و سخاوت کردن . افراط کردن در پذیرایی . مهمانی مجلل کردن . (از فرهنگ لغات عامیانه ). خرجهای متفرقه . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ کارهای درهم و برهم . ◄ اداره ٔ امور مختلف خانه . (فرهنگ فارسی معین ).