ریخبین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریخبین . (اِ) کبح . چیزی سیاه و بسیار ترش که ازآرد میده و شیر گوسپند سازند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از برهان ). گویا لهجه ای از رخبین است . رجوع به رخبین شود. ◄ گیاه خشک . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریخبین . (اِ) کبح . چیزی سیاه و بسیار ترش که ازآرد میده و شیر گوسپند سازند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از برهان ). گویا لهجه ای از رخبین است . رجوع به رخبین شود. ◄ گیاه خشک . (ناظم الاطباء).