ریحان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریحان . [ رَ ] (اِخ ) دهی از بخش راور شهرستان کرمان . دارای ١٥٠ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
ریحان . [ رَ ] (اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان زنجان . دارای ٣٨٣ تن سکنه و آب آن از چشمه و قنات تأمین می شود و محصول عمده ٔ آنجا غلات و انگور و سیب زمینی و صنایع دستی آنجا قالی و گلیم و جاجیم بافی است . راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
ریحان . [ رَ ] (اِخ ) دهی از بخش زرند شهرستان کرمان . دارای ٢٨٠ تن سکنه و آب آن از قنات تأمین می شود و محصول عمده ٔ آنجا غلات و حبوب و پسته و پنبه وراه آن فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).