ریحان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ یا رِ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- هر گیاه خوشبو، اسپرغم.<BR>۲- از سبزیهای خوردنی با ساقة نازک و برگهای پهن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ یا رِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- هر گیاه خوشبو، اسپرغم. ۲- از سبزیهای خوردنی با ساقه نازک و برگهای پهن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریحان . [ رَ ] (اِخ ) دهی از بخش راور شهرستان کرمان . دارای ١٥٠ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
ریحان . [ رَ ] (اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان زنجان . دارای ٣٨٣ تن سکنه و آب آن از چشمه و قنات تأمین می شود و محصول عمده ٔ آنجا غلات و انگور و سیب زمینی و صنایع دستی آنجا قالی و گلیم و جاجیم بافی است . راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
ریحان . [ رَ ] (اِخ ) دهی از بخش زرند شهرستان کرمان . دارای ٢٨٠ تن سکنه و آب آن از قنات تأمین می شود و محصول عمده ٔ آنجا غلات و حبوب و پسته و پنبه وراه آن فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه
واژگان قرآن
ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّیْحانُ «رَیحان» به معناى شىء یا گیاه خوشبو است، سپس این واژه به هر گونه نعمت و روزى خوب و فرحزا، اطلاق گردیده، بنابراین، «ریحان» الهى، شامل تمام وسائل راحتى و آرامش انسان و هر گونه نعمت و برکت الهى مى گردد. و به تعبیر دیگر، مى توان گفت که «ریحان» اشاره به مواهب و نعمت هایى است که بعد از رفع ناملائمات، عائد انسان مى گردد. مفسران اسلامى تفسیرهاى متعددى براى این دو واژه ذکر کرده اند که شاید بالغ بر ده تفسیر شود: گاه، گفته اند: «ریحان» هر «شرافت» و فضیلتى را شامل مى شود. و گاه، گفته اند: «ریحان» دخول در بهشت است. گاه، «ریحان» را آرامش در بهشت دانسته اند. گاه، «ریحان» را به معناى «غفران الذنوب» (آمرزش گناهان) تفسیر کرده اند. و گاه، «ریحان» را «استماع کلام الله» شمرده اند... و مانند اینها. ولى، اینها مصادیقى است از آن مفهوم کلى و جامع که در تفسیر آیه ذکر شد.(33)