فرهنگ لغت

رگ برگ شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رگ برگ شدن . [ رَ ب ِ رَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) پیچیدن عضوی از جاندار به طوری که رگها از جای خود دور شود. (فرهنگ نظام ). التواء و پیچیدگی در عرقی برای حرکت عنیف و سخت و سقوط و مانند آن . (یادداشت مؤلف ). پیچیدن رگی در مفصلی در اثر حرکتی سخت و یا زمین خوردن .

معنی رگ برگ شدن | فرهنگ لغت