رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ په. ] (اِ.)<BR>۱- رخ، چهره.<BR>۲- سطح، رویه.<BR>۳- نما، طرف بیرون چیزی. ؛ ~ی کسی را سفید کردن کنایه از: الف - مایه سربلندی او شدن. ب - از او در بدی پیشی گرفتن. ؛ ~ی کسی را کم کردن از گستاخی او جلوگیری کردن.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ په. ] (اِ.)<BR>۱- رخ، چهره.<BR>۲- سطح، رویه.<BR>۳- نما، طرف بیرون چیزی. ؛ ~ی کسی را سفید کردن کنایه از: الف - مایه سربلندی او شدن. ب - از او در بدی پیشی گرفتن. ؛ ~ی کسی را کم کردن از گستاخی او جلوگیری کردن.<br>