رویین دز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رویین دز. [ دِ ] (اِخ ) یا رویین دژ. نام قلعه ای . (ناظم الاطباء). قلعه ای است از ولایت توران، گویند ارجاسب والی آنجا دختران گشتاسب را گرفته در آن قلعه محبوس داشت و اسفندیار از راه هفتخوان رفت آن قلعه را گرفت و ارجاسب را کشت و خواهران خود را خلاص کرد. (برهان ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (فرهنگ جهانگیری ). نام قلعه ای است که ارجاسب والی آنجا بوده است : بدو گفت رویین دز اکنون کجاست که آن مرز از مرز ایران جداست . فردوسی . شمیران و رویین دز و رادکوه کلات از دگر دست و دیگر گروه . فردوسی . دزد گنج از حصار او عاجز کآهنین قلعه بد چو رویین دز. نظامی . ز رویین دز و درع اسفندیار بر اورنگ زرین منم یادگار. نظامی . رجوع به تاریخ مغول ص ١٢٦ و مجمل التواریخ و القصص ص ٥٢ و مزدیسنا و ادب پارسی ص ٣٦٥ و یشتها فهرست ج ٢ و فارسنامه ابن بلخی ص ٥٢ شود. ◄ در هفت اقلیم آمده که بدین نام قلعه ٔ محکمی بوده در سه فرسخی مراغه در فضای ارضی و آب چشمه و آبادی داشته . مؤلف گوید: در چمن دوفرسخی مراغه قلعه ٔ کهنه ای دیده شد که آثار آبادی آن قدری ظاهر است و سرسنگ آن قلعه، خطی بمانند خطوط قدیم پارسیان که بر میخ تشبیه می نمایند بوده و معلوم می شود که پیش از هزارسال بنای آن شده . (از انجمن آرا) (از آنندراج ) : میخ زرین و مرکز زمی است نام رویین دزش ز محکمی است . نظامی . در ادا کردن زر جائز وامدار من است رویین دز. نظامی .