رویمال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رویمال . (اِ مرکب ) دستمال و رومال و پارچه ای که بدان دست و روی را پاک و خشک کنند. (ناظم الاطباء) : حضرت خواجه ٔ ما قدس اﷲ روحه رویمال بر دوش مبارک خود انداخته بودند. (انیس الطالبین ص ١١٥). پیراهن و شیوجامه و رویمال آوردند که اینها را خاتون ملک به نیاز تمام بدست خود رشته است . (انیس الطالبین ص ٤٤). می خواهم ... این رویمال را به او دهم . (انیس الطالبین ص ١١٦). رجوع به رومال و دستمال شود.