فرهنگ لغت

رومیزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رومیزی . (ص نسبی، اِ مرکب ) منسوب به «روی میز»: چراغ رومیزی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ جامه که میز را بدان پوشند. پارچه یا مشمع یا نایلون که بروی میز گسترند. (یادداشت مؤلف ). ♦ ساعت رومیزی ؛ ساعت که در روی میز جا دهند. (یادداشت مؤلف ).

معنی رومیزی | فرهنگ لغت