روزی خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روزی خوردن . [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) خوردن خوراک هرروزه که باعث ادامه زندگی است : نه شرطست وقتی که روزی خورند که نام خداوند روزی برند. سعدی (بوستان ). چنان پهن خوان کرم گسترد که سیمرغ در قاف روزی خورد. سعدی (بوستان ).