روزگار کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. کَ دَ) (مص ل.) درنگ کردن، توقف کردن.<br>واژه قبلی: روزگار شمردنواژه بعدی: روزگار یافتن