روزانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نِ) (ص مر.) مربوط به روز، وابسته به روز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نِ) (ص مر.) مربوط به روز، وابسته به روز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روزانه . [ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، ق مرکب ) آنچه هرروز بکسی داده شود. (آنندراج ). یومی . (ناظم الاطباء). آنچه بیک روز از طعام یا مزد یا پول برای کسی مقررکرده اند. (از فرهنگ نظام ). ◄ هرروزی . (ناظم الاطباء). یومیه . (یادداشت مؤلف ). هر روز. گویند: فلان روزانه یک نوع اذیت بمن میکند. (از فرهنگ نظام ). ◄ هر روزی یک بار. (یادداشت مؤلف ).