روز گذرانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روز گذرانیدن . [ گ ُ ذَ دَ ] (مص مرکب ) دفعالوقت کردن . (از آنندراج ). وقت گذراندن : امید هیچکس به قیامت نمانده است از بس که روزمیگذراند بهانه اش . صائب (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روز گذرانیدن . [ گ ُ ذَ دَ ] (مص مرکب ) دفعالوقت کردن . (از آنندراج ). وقت گذراندن : امید هیچکس به قیامت نمانده است از بس که روزمیگذراند بهانه اش . صائب (از آنندراج ).